اردوی نی نی سایتی
خیلی وقت بود به خاطر امتحانام نتونسته بودم بیام و کلوپ و آپدیت کنم.
اول از همه از دیروز بگم که یه روز خیلی خوب با بچه های نی نی سایتی داشتیم توی پارک بانوان.حدود 8 تا نی نی بودن که همه هم سن و سالای آوا جونی
این هم عکساش

این هم دخملم و آدرین

خوب این از اردومون حالا بگم از کار های جدید دخملی:
دیشب بالاخره پس از تلاش 3 4 روزه غلت زد و انقدر من و شهاب جیغ زدیم که ترسید و زد زیر گریه.
یاد گرفته که توی بالشت و توی بازوی من و توی صورتم جیغ میکشه.
یه 10 درصدی از بغلی بودنش کمتر شده.یعنی هنوز تو ترکه هااااااااا
شبها که بیدار میشه برای شیر از تختش برش میدارم میزارمش رو تخت خودمون تا من بیام آماده شم شیر بدم برگشته طرف منو دهنش هم بازه.
از تو بغل باباش برای من که تو آشپزخونه ام دست و پایی میزنه که نگو و نپرس.منم که کلی کیفور و ذوق مرگ
از حموم که میاد جیغ و داد و گریه که زودتر به من شیر بده که گشنمه.ههههههههههه دخمل منه دیگه
واکسن 4 ماهگی رو هم زدیم و خدا رو شکر خوب بود.
خبر مهم این که غذای کمکی هم کم کم شروع شده و استقبال کمی تا قسمتی مثبت داره.البته نه از لعاب برنج هاااااااااا
دخملم دارو میزنه به بدن در حد بنز (حالا چشمش نکنم)
به محض پوشیدن لباس بیرون تو تن من دستو پا میزنه و ذوق که منم ببر...
رااستی روز دخمل هم مبارکه دخمل نازم .عاشقتم مامانی
این هم یه عکس از دخملم با تل دوست جونش مانلی



اردوی نی نی سایتی
