معذرت خواهی
دخمل گل مامان یه معذرت خواهی بهت بدهکارم مامانی.
دیروز کارگر داشتم واسه کارای عید. میدونم از بوی شوینده ها اذیت شدی ببخشید مامانی.
عوضش حسابی خونه تمیز شد واسه عید .گلوم هم از صبح میسوزه و سرفه میکنم.واااااای قول میدم دیگه از این کارا نکنم مامانی.بووووووووووس
واااای یه چیز دیگه جمعه با بابایی رفته یبودیم خرید و دور بزنیم واااای واقعا دیگه بهم ثابت شد که توان گذشته رو ندارم.خیلی راه نرفتیم ولی به حدی خسته شده بودم که نا نداشتم وقتی اومدیم خونه.به بابایی گفتم من دیگه نمیام بیرون بابایی تعجب کرده بود و میگفت یعنی اینقدر خسته شدی؟؟؟؟؟
واقعا خیلی حالم بد بود.خوب دیگه مامان جون اینم یکی دیگه از چیزایی که تعطیل شد.هر سال دم عید من همش تو خیابونا ول بودم با بابایی می رفتیم و 5.6 ساعت دور میزدیم.عیبی نداره مامان جون عوضش من یه دخمل خوشگل تو دلم دارم که هیچ کس نداره.هووووووووووووووووورررررررررررررررااااااا
وااای امروز آزمایش دیابت هم دادم دعا کن قندم خوب باشه مامان جونی.


معذرت خواهی
