خریدهای نهایی و دخمل موسیقی دوست من
بالاخره آخرین خرید هاتم کردیم مامان جون.کالسکه و کریر بود و ساکت واااای خیلی خوشگلن مامان جون.
ولی خیلی شرمنده ی بابا فرامرز شدم مامانی آخه واقعا گرون شد .
از حال این روزام بگم که حسابی دارم سنگین میشم و خوابیدن شبهام خیلی بد شده.صبحا بعد از اینکه بابا جونی میره دیگه منم خوابم نمیبره.الهی قربونت بشم دیگه فقط 10 هفته مونده دل تو دلم نیست که این 10 هفته هم بگذره و تموم شه و تو بیای تو بغلم عزیزم.
یه چیز جالب تعریف کنم برات تو هم عین بابات خیلی به موسیقی علاقه داری .از موقعی که برنامه ی آکادمی گوگوش شروع میشه تو هم شروع میکنی به وول وول زدن.وااای خیلی باحاله.
شکمم هم روز به روز بزرگتر میشه و راه رفتن برام سخت شده تو خیابون که عین پاندا راه میرم.هههههههههههه
خودم به خودم لقب پرنسس فیونا رو دادم.ههههههههههه
روزی نیست که کمدتو باز نکنم و تمام لباساتو نگاه نکنم .واااااااااااااای خدا جون ازت ممنونم.
چند روز دیگه هم عیده و امسال عید ما سه تایی هستیم.هورررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااا


خریدهای نهایی و دخمل موسیقی دوست من
